تبليغاتX
زندگی بدون عشق نمیشه

زندگی بدون عشق نمیشه

جدایی

کاش یا رب آشناییها نبود
یا به دنبالش جداییها نبود
یا که او با من نمیشد آشنا
یا که او را از من نمیکردی جدا.

[ شنبه سی ام مهر 1390 ] [ 1:35 ] [ vahid ] [ ]


عاشق واقعی

دستم را بگیر

با تو هستم

چرا درک نمیکنی

منو ببر به دنیا آرزوها همون جایی که عاشقت شدم

همون جایی که معنی عشق را فهمیدم

من عاشقم،عاشق تو ای دیونه

تقدیم به خواهر عزیزم ققنوس خیال

که همیشه یاریم کرده

[ دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ] [ 21:51 ] [ vahid ] [ ]


دل من

دستامون اگر که دوره

دلامون که دور نمیشه

دل من جز با دل تو

با دلی که جور نمیشه

تو میخوای مرمر قلبت

آب شه با گرمای عشقم

دلت از سنگ عزیزم

سنگی که صبور نمیشه

 

[ یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389 ] [ 14:57 ] [ vahid ] [ ]


سینه تنگ

نمی دانی که در این سینه تنگ

دلی دارم خموش اما خوش اهنگ

مبین اینک اگر اندوهگین است

نمانش نغمه دلنشین است

هزار آوای من اینگونه خاموش

شو آری تا شه از یادت فراموش

 

[ دوشنبه چهارم بهمن 1389 ] [ 17:39 ] [ vahid ] [ ]


در انتظار مردن

از همه چیز دل بریدم در انتظار مردن لحظه ها را سپری می کنم دیگر حتی

افتادن برگ های درختان هم ناراحتم نمی کند دلم از سنگ شده و وجودم

سرد سرد تنها برای خاک زنده ام حاظر نیستم که ببینم در زندگی شکست

خورده ام تمام حرف ها و اشک هایم را پشت غرورم پنهان کردم نمیخوام

که کسی برایم گریه کند تا شاید بوی گلها کنار جاده نظرم را جلب کند

 

 عکس

[ جمعه دوازدهم آذر 1389 ] [ 11:45 ] [ vahid ] [ ]


عشقبازی

عشقبازی را چه خوش فرهاد مسکین کرد و رفت

جان شیرین را فدای شیرین کرد و رفت

اندم که با تو باشم یکسال هست روزی

و اندم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی

 

عکس

 

برای دیدن کامل شعرها اینجا  کلیک کنید...

[ پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389 ] [ 23:4 ] [ vahid ] [ ]


زندگی نامه من

سلام

خیلی ها سوال کردن که من کی هستم و از کجا هستم

می خوام براتون از اول زندگیم بگم

من در سال ۱۳۷۱ در تهران و در پاسداران به دنیا آمدم

خانه ما در پاسداران بود و بد از ۱۴ سال به مینی سیتی رفتیم که الان هم مینی سیتی هستیم

من در سال ۱۳۸۲ با دختری اشنا شدم

اون در ظاهر  دختر بدی نبود ولی در باطنش یه دختر دیگه بود

من کاملن عاشقش شده بودم و دوست داشتم عاشقانه باهاش باشم

ولی اون بهانه هایی گرفت و منو در غم خود رها کرد

خیلی بهم فشار وارد شد،خیلی آزارم داد

بعد از ان من با دختری آشنا شدم که اونم مثل قبلی ولم کرد

همش هم تقصیره خودم بود آخه من بهشون رو میدادم و اونا هم سو استفاده می کردن

الان با کسی نیستم و نمیخوام هم با کسی باشم تا شاید آرامشم را بدست بیارم

این کل زندگی من بود

اگر کسی سوالی یا نظری داره بهم بگه

ممنونم از همتون

دوستون دارم

خدا نگهدار

[ یکشنبه بیست و سوم آبان 1389 ] [ 10:33 ] [ vahid ] [ ]


به دنبال تو

نشان کوی تو را می گرفتم و غافل

که سایه وار،که تو در جستجو من بودی

من از تو مست،ولی روی تو ندیده هنوز

مدام همچو می اندر سبوی من بودی

ز قصهء دل من بوی عشق می آید

که تو حدیث من و گفت و گوی من بودی

به جست و جوی تو بودم،بس این شگفتی عشق

که من پی تو،تو در رو بروی من بودی

 

عکس

[ پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 ] [ 17:56 ] [ vahid ] [ ]


با من

ندیده در دل من ، آرزوی من بودی

سرود عشق من و هایهوی من بودی

حدیث هستی من سر بر سر پریشانی است

ببوی انکه تو آشفته موی من بودی

ندیده بودمت اما همیشه با من بودی

 

عکس

[ شنبه هشتم آبان 1389 ] [ 14:58 ] [ vahid ] [ ]


جهان خرم

به جهان خرم از انم که جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

 

عکس

[ پنجشنبه ششم آبان 1389 ] [ 18:25 ] [ vahid ] [ ]